شهرآشوب
نمایش اشعار صفحه 1 از 1
فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ - یار عنبر فروش را گوید
- شمارهٔ ۲ - یار ترسا بچه را می گوید
- شمارهٔ ۳ - صفت یار رنگریز کند
- شمارهٔ ۴ - صفت دلبر رقاص کند
- شمارهٔ ۵ - در حق یار میهمان گوید
- شمارهٔ ۶ - در حق دلبر صافی گوید
- شمارهٔ ۷ - صفت دلبر فصاد بود
- شمارهٔ ۸ - صفت یار جعد زلف بود
- شمارهٔ ۹ - صفت دلبر خباز کند
- شمارهٔ ۱۰ - صفت یار پای کوب کند
- شمارهٔ ۱۱ - در حق دلبر نابینا گفت
- شمارهٔ ۱۲ - صفت دلبر کشتی گیرست
- شمارهٔ ۱۳ - در حق یار چاهکن گوید
- شمارهٔ ۱۴ - در حق دلبر خباز بگفت
- شمارهٔ ۱۵ - صفت یار گنگ می گوید
- شمارهٔ ۱۶ - صفت یار خوش آواز کند
- شمارهٔ ۱۷ - در حق یار رگ زده گوید
- شمارهٔ ۱۸ - در حق دلبر نحوی گوید
- شمارهٔ ۱۹ - در حق دلبر شاعر گفته
- شمارهٔ ۲۰ - صفت دلبر ساقی باشد
- شمارهٔ ۲۱ - صفت یار با خط و خال است
- شمارهٔ ۲۲ - صفت یار لشکری گوید
- شمارهٔ ۲۳ - صفت دلبر صوفی مذهب
- شمارهٔ ۲۴ - در حق دلبر نوخط گفته
- شمارهٔ ۲۵ - صفت یار برزگر گوید
- شمارهٔ ۲۶ - صفت دلبر فیروزه فروش
- شمارهٔ ۲۷ - صفت دلبر زرگر باشد
- شمارهٔ ۲۸ - صفت یار نیلگر گوید
- شمارهٔ ۲۹ - صفت دلبر فقیه بود
- شمارهٔ ۳۰ - صفت یار هندسی گفت
- شمارهٔ ۳۱ - در حق دلبر مؤذن گوید
- شمارهٔ ۳۲ - صفت یار خط برآورده
- شمارهٔ ۳۳ - وصف دلدار و درد دیده او
- شمارهٔ ۳۴ - عشق هم کیمیاگری داند
- شمارهٔ ۳۵ - سایبان کرده دلبر از پیکر
- شمارهٔ ۳۶ - صفات دلبر زرین کمرست
- شمارهٔ ۳۷ - صفت دلبر دبستانی
- شمارهٔ ۳۸ - صفت دلبر صیاد بود
- شمارهٔ ۳۹ - صفت دلبر واعظ باشد
- شمارهٔ ۴۰ - در حق حاکم شهری باشد
- شمارهٔ ۴۱ - صفت یار کبوترباز است
- شمارهٔ ۴۲ - صفت دلبر نایی گوید
- شمارهٔ ۴۳ - صفت دلبر معبر گفت
- شمارهٔ ۴۴ - صفت یار درودگر گفته است
- شمارهٔ ۴۵ - صفت دلبر چوگان باز است
- شمارهٔ ۴۶ - سبل چشم خویش را گوید
- شمارهٔ ۴۷ - در حق دلبر احول گفته
- شمارهٔ ۴۸ - صفت یار فلسفی گوید
- شمارهٔ ۴۹ - صفت دلبر طبال کند
- شمارهٔ ۵۰ - در حق دلبر نقاش بود
- شمارهٔ ۵۱ - صفت یار باغبان باشد
- شمارهٔ ۵۲ - صفت یار لشکری گوید
- شمارهٔ ۵۳ - صفت یار خال در چشم است
- شمارهٔ ۵۴ - صفت دلبر خوشرو گفته
- شمارهٔ ۵۵ - صفت دلبر صیاد بود
- شمارهٔ ۵۶ - گفته در حق یار بازرگان
- شمارهٔ ۵۷ - صفت یار زرگر است این شعر
- شمارهٔ ۵۸ - صفت دلبر دیبا بافست
- شمارهٔ ۵۹ - صفت یار به حج رفته بود
- شمارهٔ ۶۰ - صفت یار روزه دار بود
- شمارهٔ ۶۱ - در حق دلبر کاتب گفته
- شمارهٔ ۶۲ - صفت یار عرق کرده بود
- شمارهٔ ۶۳ - صفت یار غیر مسلم خویش
- شمارهٔ ۶۴ - صفت دلبر نوخط باشد
- شمارهٔ ۶۵ - صفت یار رگ زده گوید
- شمارهٔ ۶۶ - صفت یار عقیقین دندان
- شمارهٔ ۶۷ - صفت یار تیرگر باشد
- شمارهٔ ۶۸ - صفت دلبر سقا باشد
- شمارهٔ ۶۹ - صفت دلبر چنگی گوید
- شمارهٔ ۷۰ - صفت دلبر آهنگر گفت
- شمارهٔ ۷۱ - در حق یار مسافر گوید
- شمارهٔ ۷۲ - دل دلدار چو مغناطیس است
- شمارهٔ ۷۳ - صفت دلبر قاضی باشد
- شمارهٔ ۷۴ - صفت یار هندسی گوید
- شمارهٔ ۷۵ - وله
- شمارهٔ ۷۶ - صفت یار قلندر باشد
- شمارهٔ ۷۷ - صفت دلبر خربنده بود
- شمارهٔ ۷۸ - صفت دلبر گریان گفته
- شمارهٔ ۷۹ - صفت دلبر حاجب گفته
- شمارهٔ ۸۰ - صفت یار زاهد عابد
- شمارهٔ ۸۱ - صفت دلبر قصاب بود
- شمارهٔ ۸۲ - صفت دلبر عطار بود
- شمارهٔ ۸۳ - صفت یار باغبان گفته
- شمارهٔ ۸۴ - صفت یار آشناگر گفت
- شمارهٔ ۸۵ - صفت یار بربطی گفته
- شمارهٔ ۸۶ - صفت یار تیغ زن گفته
- شمارهٔ ۸۷ - صفت دلبر طبیب بود
- شمارهٔ ۸۸ - صفت دلبر منجم شد
- شمارهٔ ۸۹ - صفت یار فالگیر بود
- شمارهٔ ۹۰ - صفت دلبر دیباباف است
- شمارهٔ ۹۱ - صفت دلبر تاجر باشد
- شمارهٔ ۹۲ - شکر شاهی