شمارهٔ ۱۱ - در حق دلبر نابینا گفت
چشم تو اگر نیست چو نرگس چه خوری غم
چشم تو اگر نیست چو نرگس چه خوری غم
بی دیده بسان سمن تازه شکفته ست
از بس که دم سرد زدم در غم تو من
زو آیینه چشم تو زنگار گرفته ست
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.