راز سخن

شمارهٔ ۸۰ - صفت یار زاهد عابد

تو زاهدی و دو زلف تو آفتاب پرست

تو زاهدی و دو زلف تو آفتاب پرست
به سجده اید شما هر دو درگه و بیگاه
چرا دو چشم تو دیبای لعل پوشیدست
اگر نپوشند ای دوست زاهدان دیباه
ز راه گمشده را زاهدان به راه آرند
تو باز مردم با راه را کنی بیراه
تو زاهدی ز چه رویست چشمک تو دژم
تو عابدی ز چه معین است زلفک تو دو تاه
زمانه تیغ غمان ای نگار بر دارد
ز هر کسی که به چنگ آرد آن دو زلف سیاه
مگر که هست بتا حلقه‌های زلفینت
حروف اشهد ان لا اله الا الله

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.