راز سخن

شمارهٔ ۲۵ - صفت یار برزگر گوید

ای به دو رخ بسان تازه بهار

ای به دو رخ بسان تازه بهار
نکنی کار جز به میل و شمار
گر ز من زاریست همواری
کارم از تو چراست ناهموار
همچنان کز شیار گل ببری
همچنان گرد عشق تو شاد یار
هر چه تخم است آن توانی کشت
و آن به دست تو بهتر آرد بار
هست ما را به تخم صبر نیاز
بر دل بنده تخم صبر بکار

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.