اندیشه
من در اندیشهٔ روزی هستم
من در اندیشهٔ روزی هستم
که یقین تا امروز
قرن ها فاصله دارد، ای دوست!
من در اندیشهٔ آن روزم باز
که برای انسان
بمب یک واژهٔ بی معنی می گردد.
سخن از روزی هست
که زمین مادر
مهربانی ها را
باز در قلب عزیزان خودش می بیند.
بمب ها می بارند.
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.