شهر
شهر یعنی زندان.
شهر یعنی زندان.
شهر یعنی که ترافیک، تصادف، جنجال.
شهر یعنی که نئون ها، تبلیغ.
شهر یعنی آهن.
شهر یعنی پولاد.
معنی دیگر شهر اینجا
پودر رختشویی و یخچال و اجاق گاز است.
چاپلوسی و اداره، سیگار...
گل خوش بویی نیست، شعر من
چون این شعر، در دل جنگلی از بمب ناپالم
می شکوفد آرام.
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.