در دلم دلهره از جنگی هست
دلهره،
دلهره،
بار دیگر امروز
مشت خود را محکم
بر در خانهٔ قلبم کوبید.
در دلم دلهره از جنگی هست
که در آن هیچ کسی فاتح نیست.
در دلم دلهره از جنگی هست
که پس از آن انسان
باز با عصر حجر بر این خاک
قرن ها فاصله را خواهد دید.
دلهره
بار دیگر امروز
مشت خود را به در خانهٔ قلبم کوبید.
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.