محمدحسن بارق شفیعی
پیام دوستی
من پیام دوستی زاَفغاندیار آوردهامزی شما با خود درود بیشمار آوردهام
چون نسیم نوبهاران در گلستان هنراز دیار آشنا پیغام یار آوردهام
من ندانم مردم خوشبخت شهر آفتابمن پیام اختر شبزندهدار آوردهام
من سلام گرم «پیشاهنگ خلق» خویش رابر رفیقان عزیز همجوار آوردهام
زی شما ای پیشتازان بزرگ انقلابمژدهٔ پیروزی پُر افتخار آوردهام
مژدهٔ جانآفرینِ «انقلاب ثور» رازی دیار انقلاب و صلح و کار آوردهام
ممتنع وَ سهل و بیپیرایه میگویم سخننز به جای شعر، زی شاعر شعار آوردهام
من ز باغ «عنصری» گلهای سرخ شعر رابر مزار «رودکی» بهر نثار آوردهام
سخت میبالم که در گلزار «مولانای بلخ»گلبن امّید «عینی» را به بار آوردهام
عشق را چون «پوشکینم» ، مر هنر را «گورکی» نقش «لاهوتی» به شعر شعلهبار آوردهام
مژده بر لطف نواسنجان باغم دادهاندگر گلستان سخن را مشت خار آوردهام
نیک دریابید جانم را که زی بزم شمابعد عمری آرزو و انتظار آوردهام
از نسیم هر نفس هر دم شکوفا میشومغنچهٔ دل را تو گویی زی بهار آوردهام
گر نگردد ارمغان دلپذیر دوستانایندل پُر مهر را بهر چهکار آوردهام؟!
دوشنبه، تاجیکستان ١٣۵٧
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره آثار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.