راز سخن

دفتر چاهارم: رباعیات ترکی

رباعی شمارۀ 3

بیر گؤن ائشیدرسَن کی گئدیب شب‌پره‌لربیر گؤن گؤره‌جَک‌سن آچیلیب پنجره‌لر
بیر گؤن داغیلار کهنه‌باشین، کهنه‌سؤزیصوبح اولسا داهی محو اولاجاک بو قره‌لر

(برگردان: آن زمان که وقت مردن‌ام هست، اجلی در کار نیست / پس کجا مردی ای اجل من؟ بیا و با چاقو مرا بزن! / مثل کسی که در عروسی بگرید و در عزا بخندند / این اجل بدشانس من، اجل بدشانس من، اجل بدشانس من!)

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.