رباعی شمارۀ 4
ئوندا کی گرهک ئولهم، منیم یوخ اجلیم
ئوندا کی گرهک ئولهم، منیم یوخ اجلیم
پس هاردا ئولوبسن؟ پیچاقی سوخ اجلیم!
تویدا آغلیَر، تشت قاباغیندا گولَر
ئو پُخ اجلیم، پخ اجلیم، پخ اجلیم!
(برگردان: آن زمان که وقت مردنام هست، اجلی در کار نیست / پس کجا مردی ای اجل من؟ بیا و چاقو را در من فرو کن! / مثل کسی که در عروسی بگرید و در عزا بخندند / این اجل بدشانس من، اجل بدشانس من، اجل بدشنانس من!)
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.