راز سخن

تب هاشور

آخر چقدر از دل من دور می شوی

آخر چقدر از دل من دور می شوی
بیچاره می شود و تو مسرور می شوی
اینگونه نیست ای بت من رسم سوختن
دل دود می شود و تو چون نور می شوی
من می روم ز خاطر حتی خودم شبی
اما تو مثل شایعه ، مشهور می شوی
یک صفحه ام تمام پر از متن بی غلط
بر جان واژه ها تب هاشور می شوی
چشم انتظار دیدن تو در پل صراط
محشر شود شبی که تو محشور می شوی
ای دل به چوب تاک تو را چوب می زنم
آنشب که نشئۀ می انگور می شود

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.