راز سخن

بال رویا

آنچه با من بود هر شب آه بود

آنچه با من بود هر شب آه بود
زندگی بی روی او جان کاه بود
بال رویا قحطی پرواز داشت
ارتفاع آسمان کوتاه بود
طعنه بر خورشید می زد آسمان
کهکشان غمگین ، فلک بی ماه بود
بیستون از جای می کند آن نگار
پیش شیرین کوه غم چون کاه بود
غافل از خود زیستم با یاد او
دلخوشم از اینکه او آگاه بود
جاده تاریک و تنهایی و من
آنچه با من بود خاک راه بود

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.