قلب عتیقه
یک عشق کهنه دارم قلبی عتیقه آری
یک عشق کهنه دارم قلبی عتیقه آری
سرمایه ای که هرگز ارزش نمی گذاری
سمسار کوچه ها را پیشم چه می فرستی
قیمت نهد بر این دل در منتهای خواری
حتی اگر بمیرم دل را نمی گذارم
در کوچه ها بگردد با التماس گاری
شاید کسی بیاید از شهر لاله رویان
گنجم دهم بگیرم یک بوسه یادگاری
دلگیرم از نگاهت من می روم از اینجا
یک شاعر پریشان یک عاشق فراری
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.