راز سخن

عزای شقایق

غزل های وحشی به یادت سرودم

غزل های وحشی به یادت سرودم
غم واژه دارد مداد کبودم
به وزن شقایق عزایی گرفتم
و با بغض وحشی به باغ وجودم
من از چاه طاقت و غار شکیبا
تحمل ندارم ولی می ربودم
به خاک قدومت تیمم بگیرم
به محراب یادت برقصد سجودم
صدایم شنیدی و گفتی جوابم
من بی تحمل ولیکن نبودم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.