زبان زخمی خودکار
اطاق شیشه ای جوهر ست خودکارم
اطاق شیشه ای جوهر ست خودکارم
خدا نیاورد او را ز دست بگذارم
زبان زخمی خودکار ، دامن کاغذ
همیشه تا به هم آید نوشته اشعارم
ز ناز کاری تن هر چه هست غیر از او
به جان دفتر اشعار خویش بیزارم
به یاد خون تن او که می چکد امشب
به روی دفتر بیچاره گریه می بارم
من عاشق تن خودکار می شوم شاید
به نقل قول پزشکان دوباره بیمارم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.