راز سخن

تمدن کور

باد گلهای پونه ، توی دهات

باد گلهای پونه ، توی دهات
بازی دختران و آب قنات
چای دم کرده با سماور مست
مزۀ زعفران و شهد نبات
جوی باریک آبشان انگار
جوشش نیل دارد آب فرات
یاد پیوند سیب با آلو
یاد باران از ابرهای نجات
همه را برد این تمدن کور
دود و آهن شد این چنین هیهات

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.