شمارهٔ ۲۱۱
ما جلوه گه جمال یاریم
ما جلوه گه جمال یاریم
آئینه حسن آن نگاریم
در مصطب عشق با دف و چنگ
از ساغر وصل باده خواریم
جز باده کشی و مهر ورزی
کاری بجهان دگر نداریم
گردیده غریق بحر وحدت
گاهی بمیان و گه کناریم
با شاهد وصل گشته همدوش
گاهی بیمین و گه یساریم
جز تخم وفاو دانه مهر
در مزرع جان و دل نکاریم
چون نور علی بملک باقی
بر مسند فقر تاجداریم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.