شمارهٔ ۲۱۰
ما ساقی مصطب صفائیم
ما ساقی مصطب صفائیم
مست می وحدت خدائیم
از کبر و ریا شده مبرا
آئینه وجه کبریائیم
بگذشته از این سرای فانی
شاهنشه کشور بقائیم
از دام بلای عقل جسته
در وادی عشق مبتلائیم
دستار ریا فکنده از سر
وارسته ز جبه و ردائیم
هستیم ز لبس اگر چه عریان
هر لحظه بکسوتی برآئیم
چون نور علی بکشور فقر
گه پادشهیم و گه گدائیم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره آثار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.