کشف
کشفیاتم را
کشفیاتم را
میخواهم در میان بگذارم با شما
که اندوه تمام سالها را
لابهلای ورقهای تیره
در پیچیدهترین ابهام تاریخ خواندهاید.
اضطراب سیوپنج ساله را
بالا میآورم
در تیک/تاک عصر سهشنبه
میان هجوم گریه و ترس...
یادتان میآورم
که چهقدر سنگ پیچیدهاید در اندوه هزارسالهٔ سینههاتان
تا ورق بخورد منشور هزارسالهٔ قرمز جگری.
در عصر دریغ و حسرتیم
در قرن امتدادهای کسل!
بیتفاوتی نسلها
دارد از ریشه برمیکند
لهجهٔ باران و عشق را...
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.