راز سخن

آخرین بازدم

عطر تو جاری‌ست

عطر تو جاری‌ست
در هوای دلم
و گلبرگ‌های گلِ سرخِ یادگاری‌ات
می‌بارد در هیجانِ غروب‌های من،
دم به دم...
تمامیِ جاده‌ها
تمامیِ دشت‌ها
تمامیِ هرچه بود و هست
تو را صدا می‌زنند.
و من نیز
تا دمِ آخرین ترانهٔ نفس‌هام
تا دم به‌دمِ بازدمِ آخر
تو را
تنها تو را
صدا خواهم‌کرد...

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.