راز سخن

شعر شمارۀ ۴۰

تمام‌قد

تمام‌قد
فکر می‌کنم به تو و هیجان دست‌هات
که خورشید دارد و ماه،
بالانس می‌زنم روی تپه
زیر دکل
برق از سرم بپرد.
فشارم بیفتد روی صفر
تو زانو بزنی
هیجان بیفتد از لای دست‌هات
با خورشید و ماه که شکل میان من و توست...
تمام‌قد
بزرگ می‌شوم توی قصه‌هات
و شعرهایی که بوی تند می‌دهد...
می‌فهمی؟

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.