سخنان پیر طریقت
بخش ۱۴
پیر طریقت گوید: محقق وقتی بحق رسد که سیل ربوبیت در رسد و گرد بشریت برخیزد حقیقت بیفزاید بهانه بکاهد نه کالبد ماند نه دل و نه جان ماند صافی رسته از آب و گل نه نور در خاک آمیخته و نه خاک در نور خاک با خاک شود و نور بانور زبان در سر ذکر شود و ذکر در سر مذکور دل در سر مهر شود و مهر در سر نور جان در سر عیان شود و عیان از بیان دور اگر تورا این روز آرزوست از خود برون آی چنانکه ما راز پوست به ترک خود گوی که نسبت با خود نه نیکوست همانست که این جوانمرد گفت
خداوندی بی شریک و انباز پادشاهی بی نظیر و بی نیاز گناه آمرز است و بیچاره نواز دانای بی علت توانای بی حیلت قیوم تا ابد قدوس از حسد
خداوندی که گوشها گشوده بنام او دلها اسیر پیغام او موحد افتاده در دام او مشتاق مست مهر از جام او امید عاصیان و مفلسان بدو درویشان را شادی بجلال او منزلشان بر درگاه او نشستشان بر امید وصال او بود نشان در بند وفاء او راحتشان بانام و نشان او
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره آثار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.