بخش ۱۳
پیر طریقت گوید: در سر گریستن دارم دراز ندانم که از حسرت گریم یا از ناز گریستن از حسرت بهره یتیم است و گریستن شمع بهره ناز است از ناز گریستن چون بود؟ این قصه ایست دراز
پیر طریقت گوید: در سر گریستن دارم دراز ندانم که از حسرت گریم یا از ناز گریستن از حسرت بهره یتیم است و گریستن شمع بهره ناز است از ناز گریستن چون بود؟ این قصه ایست دراز
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.