شمارهٔ ۵۷۳
سرو من چون به سر شوخی انداز آمد
سرو من چون به سر شوخی انداز آمد
گلبن از شوق چو طاوس به پرواز آمد
سوی من شست گشاید چو کشد جانب غیر
چشمت از ناوک مژگان به چپ انداز آمد
مدتی رفتن و برگشتن او چون نگه است
تا خیال تو برفت از نظرم باز آمد
در جوابم گره افتاد زحیرت به زبان
نرگس پرفن او بسکه سخن ساز آمد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.