شمارهٔ ۱۹۲
فرشتهخویی، جانی، حوری سرشتی،
فرشتهخویی، جانی، حوری سرشتی،
بهشتی مه جان و تو منه کنشتی
منه مهره شه دلْ بنه روزْ چه کشتی؟
اَفْسُوسْ خرْمهْ که اِسٰا مره بهشتی
زلف ره چیه که شه گوشِ بنْ بهشتی
خوبی هکردی، مر (مه) دَستِ جا بهشتی
اسا که مره شه گله باغْ بهشتی،
یقین دومّه که یارِ پاکهْ سرشتی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.