شمارهٔ ۱۹۳
یارَبْ بَخری ته اُوی زندگونی
یارَبْ بَخری ته اُوی زندگونی
یا خضرِ پیون، ته به دَنی بَمُونی
سه چیز نَوُوئه هرگزْ ترهْ زیُونی
یکی عُمر، یکی دولت، یکی جوُونی
امیرْ صفتهْ گویا که بیزبُونی
اُونْ زورْ که ته دارْنی، رستمِ دَسْتُونی
اَرْمُونْ دلْ هَسّهْ، دشمن به ته جوونی
تاج و تَخت و هَمْ دولتْ به ته اَرزونی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.