ارمغان حجاز
نمایش اشعار صفحه 2 از 4
فهرست اشعار
- بخش ۱۰۱ - پریدم در فضای دلپذیرش
- بخش ۱۰۲ - به آن رازی که گفتم پی نبردند
- بخش ۱۰۳ - نه شعر است اینکه بر وی دل نهادم
- بخش ۱۰۴ - تو گفتی از حیات جاودان گوی
- بخش ۱۰۵ - رخم از درد پنهان زعفرانی
- بخش ۱۰۶ - زبان ما غریبان از نگاهیست
- بخش ۱۰۷ - خودی دادم ز خود نامحرمی را
- بخش ۱۰۸ - درون ما بجز دود نفس نیست
- بخش ۱۰۹ - غریبی دردمندی نی نوازی
- بخش ۱۱۰ - نم و رنگ از دم بادی نجویم
- بخش ۱۱۱ - در آن دریا که او را ساحلی نیست
- بخش ۱۱۲ - مران از در که مشتاق حضوریم
- بخش ۱۱۳ - به افرنگی بتان دل باختم من
- بخش ۱۱۴ - می از میخانهٔ مغرب چشیدم
- بخش ۱۱۵ - فقیرم از تو خواهم هر چه خواهم
- بخش ۱۱۶ - نه با ملا نه با صوفی نشینم
- بخش ۱۱۷ - دل ملا گرفتار غمی نیست
- بخش ۱۱۸ - سر منبر کلامش نیشدار است
- بخش ۱۱۹ - دل صاحبدلان او برد یا من؟
- بخش ۱۲۰ - غریبم در میان محفل خویش
- بخش ۱۲۱ - دل خود را بدست کس ندادم
- بخش ۱۲۲ - همان سوز جنون اندر سر من
- بخش ۱۲۳ - هنوز این خاک دارای شرر هست
- بخش ۱۲۴ - نگاهم زآنچه بینم بی نیاز است
- بخش ۱۲۵ - مرا در عصر بی سوز آفریدند
- بخش ۱۲۶ - نگیرد لاله و گل رنگ و بویم
- بخش ۱۲۷ - من اندر مشرق و مغرب غریبم
- بخش ۱۲۸ - طلسم علم حاضر را شکستم
- بخش ۱۲۹ - به چشم من نگه آوردهٔ تست
- بخش ۱۳۰ - چو خود را در کنار خود کشیدم
- بخش ۱۳۱ - درین عالم بهشت خرمی هست
- بخش ۱۳۲ - بده او را جوان پاکبازی
- بخش ۱۳۳ - بیا ساقی بگردان جام می را
- بخش ۱۳۴ - جهان از عشق و عشق از سینه تست
- بخش ۱۳۵ - مرا این سوز از فیض دم تست
- بخش ۱۳۶ - درین بتخانه دل با کس نبستم
- بخش ۱۳۷ - دمید آن لاله از مشت غبارم
- بخش ۱۳۸ - حضور ملت بیضا تپیدم
- بخش ۱۳۹ - بصدق فطرت رندانه من
- بخش ۱۴۰ - دلی برکف نهادم ، دلبری نیست
- بخش ۱۴۱ - چو رومی در حرم دادم اذان من
- بخش ۱۴۲ - گلستانی ز خاک من بر انگیز
- بخش ۱۴۳ - مسلمان تا بساحل آرمید است
- بخش ۱۴۴ - که گفت او را که آید بوی یاری؟
- بخش ۱۴۵ - ز بحر خود بجوی من گهر ده
- بخش ۱۴۶ - بجلوت نی نوازیهای من بین
- بخش ۱۴۷ - بهرحالی که بودم خوش سرودم
- بخش ۱۴۸ - شریک درد و سوز لاله بودم
- بخش ۱۴۹ - هنوز این خاک دارای شرر هست
- بخش ۱۵۰ - بکوی تو گداز یک نوا بس
- بخش ۱۵۱ - ز شوق آموختم آن های و هوئی
- بخش ۱۵۲ - یکی بنگرد فرنگی کج کلاهان
- بخش ۱۵۳ - بده دستی ز پا افتادگان را
- بخش ۱۵۴ - تو هم آن می بگیر از ساغر دوست
- بخش ۱۵۵ - تو سلطان حجازی من فقیرم
- بخش ۱۵۶ - سراپا درد درمان ناپذیرم
- بخش ۱۵۷ - بیا باهم در آویزیم و رقصیم
- بخش ۱۵۸ - ترا اندر بیابانی مقام است
- بخش ۱۵۹ - مسلمانیم و آزاد از مکانیم
- بخش ۱۶۰ - ز افرنگی صنم بیگانه تر شو
- بخش ۱۶۱ - مجو از من کلام عارفانه
- بخش ۱۶۲ - به منزل کوش مانند مه نو
- بخش ۱۶۳ - چو موج از بحر خود بالیده ام من
- بخش ۱۶۴ - بیا ساقی بگردان ساتگین را
- بخش ۱۶۵ - بیا ساقی نقاب از رخ برافکن
- بخش ۱۶۶ - برون از سینه کش تکبیر خود را
- بخش ۱۶۷ - مسلمان از خودی مرد تمام است
- بخش ۱۶۸ - مسلمانان که خود را فاش دیدند
- بخش ۱۶۹ - گشودم پردهء از روی تقدیر
- بخش ۱۷۰ - به ترکان بسته درها را گشادند
- بخش ۱۷۱ - هر آن قومی که می ریزد بهارش
- بخش ۱۷۲ - خدا آن ملتی را سروری داد
- بخش ۱۷۳ - ز رازی حکمت قرآن بیاموز
- بخش ۱۷۴ - کسی کو بر خودی زد «لااله» را
- بخش ۱۷۵ - تو ای نادان دل آگاه دریاب
- بخش ۱۷۶ - دل تو داغ پنهانی ندارد
- بخش ۱۷۷ - اناالحق جز مقام کبریا نیست
- بخش ۱۷۸ - به آن ملت اناالحق سازگار است
- بخش ۱۷۹ - میان امتان والا مقام است
- بخش ۱۸۰ - وجودش شعله از سوز درون است
- بخش ۱۸۱ - پرد در وسعت گردون یگانه
- بخش ۱۸۲ - به باغان عندلیبی خوش صفیری
- بخش ۱۸۳ - بجام نو کهن می از سبو ریز
- بخش ۱۸۴ - گرفتم حضرت ملا ترش روست
- بخش ۱۸۵ - فرنگی صید بست از کعبه و دیر
- بخش ۱۸۶ - به بند صوفی و ملا اسیری
- بخش ۱۸۷ - ز قرآن پیش خود آئینه آویز!
- بخش ۱۸۸ - ز من بر صوفی و ملا سلامی
- بخش ۱۸۹ - ز دوزخ واعظ کافر گری گفت
- بخش ۱۹۰ - مریدی خود شناسی پخته کاری
- بخش ۱۹۱ - پسر را گفت پیری خرقه بازی
- بخش ۱۹۲ - به کام خود دگر آن کهنه می ریز
- بخش ۱۹۳ - بگیر از ساغرشن لاله رنگی
- بخش ۱۹۴ - نصیبی بردم از تاب و تب او
- بخش ۱۹۵ - سراپا درد و سوز شنائی
- بخش ۱۹۶ - بروی من در دل باز کردند
- بخش ۱۹۷ - ز رومی گیر اسرار فقیری
- بخش ۱۹۸ - خیالش با مه و انجم نشیند
- بخش ۱۹۹ - خودی تا گشت مهجور خدائی
- بخش ۲۰۰ - می روشن ز تاک من فرو ریخت