راز سخن

شمارهٔ ۵۳۳

یاری که ز عشق اوست جانم غمناک

یاری که ز عشق اوست جانم غمناک
گل پیرهن از رشک رخش دارد چاک
در خاک نگه کرد چو رخسارم دید
یعنی که یکی اند بچشم زر و خاک

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.