راز سخن

شمارهٔ ۵۳۲

یاری که ندارد از لبش جام طمع

یاری که ندارد از لبش جام طمع
کردیم دروبر غم ایام طمع
بنگر تو بدین دست و دل و کیسه و صبر
سودای که می بزم من خام طمع

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.