شمارهٔ ۱۰۱۸
درین پستی گر آن مه را نیابی
درین پستی گر آن مه را نیابی
به بالا هم شوی آنجا نیابی
طنابت کی کشد زین سو به بالا
سر رشته از اینجا تا نیابی
تو هیچی با وجود او وز این هیچ
نیایی هیچ تا او را نیابی
شوی گم زیر پنهانخانه خاک
گر آن معشوق را پیدا نیابی
بدونان کم نشین کز صحبت دون
مقام قرب او ادنی نیابی
همی می جو کمال امروز و می پرس
که نرسم جوئیش فردا نیابی
به ترکستان با آن خاک درباب
اگر در روم مولانا نیابی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.