راز سخن

سوگ

«های...! اینجا چه خبر...؟ » می پرسم.

«های...! اینجا چه خبر...؟ » می پرسم.
مرد ماهی گیری
که به اندازهٔ من حیران است
و به اندازهٔ آنهای دگر غمگین، گفت
که: «در آن قلبِ بزرگ دریا
بادبان های برافراشته ای را دیشب،
صاعقه آتش زد...»
آنقدر غمگینم
که دلم می خواهد
روی دامان زمین بارم اشک... دریا ...دریا...
سوگواران! به شما با چه زبانی آیا
تسلیت باید گفت؟

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.