راز سخن

تراکتور

روز پیش

روز پیش
خان تراکتوری خرید.
این خبر - مثل بمب -
منفجر میان کلبه های روستا شده است.
روز بعد
ناگهان، مباشر بزرگ و کدخدا
خان و امنیه به سوی من
حمله ور شدند.
از زمین کوچکی که من به روی آن
شخم می زدم
رانده می شوم.
من که یک اجیر ساده ام.
من و گاو من
من و گاوآهنم.

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.