راز سخن

چشم پیر و جوان

سرخ گل زیباست،گر پیرش ببیند ور جوان

سرخ گل زیباست،گر پیرش ببیند ور جوان
جسم من گر پیر شد شوق نگاهم پیر نیست
عشق زیبا را ببین،رخسار زیبا،گو مباش
جان به قربانت،دل گم‌کرده راهم،پیر نیست
خویشتن را،گر ز خودخواهی جوان خوانم،مرنج
گر یقینم پیر باشد،اشتباهم پیر نیست
خواهشم از صد جوان،در عاشقی افزون‌تر است
تکیه بر عشق تو دارم،تکیه‌گاهم پیر نیست
عشق پاکم،تا قیامت،آشنای دل مباد
بر لب گورم،ولی روح سیاهم پیر نیست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.