راز سخن

شمارهٔ ۱۸۲

گر دلم را اشتیاق روی یاران نیستی

گر دلم را اشتیاق روی یاران نیستی
ز آتش دل آب چشمم همچو باران نیستی
ارغوان و سنبل و نرگس کجا رستی ز خاک
در زمین گر روی و موی و چشم خوبان نیستی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.