شمارهٔ ۳۲
ای صفاتت همه آئینه ذات
ای صفاتت همه آئینه ذات
جلوه ذات تو آئین صفات
مرکز دایره خال و خطت
آن سکون داده بدل این حرکات
چین ابروت چو آید بنظر
در نظر موج زند آب حیات
گر نبود از لب تو چاشنیش
این حلاوت ز کجا یافت نبات
خرمن حسن رسیدت بنصاب
خوشه مستحقم ده برکات
تکیه بر عهد رقیبان مکنی
که ندارد چو وفای تو ثبات
دیگر از هجر و هلاکش چه خلل
نور را وصل تو چون گشت نجات
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.