شمارهٔ ۲۳۳
یارب آنمه کیست کز نو سوی بازار آمده
یارب آنمه کیست کز نو سوی بازار آمده
کش هزاران هر سو خریدار آمده
اینهمه جوش و خروش عندلیبان از چه روست
سرو گلرخسار من گویا بگلزار آمده
چیست آنخال سیه در زیر زلف آن صنم
هندوی سحرآفرینی بهر زنار آمده
اینهمه نقش غریب و رنگهای مختلف
جمله یکمو جست کز آن بحر زخار آمده
خود نموده در لباس حسن لیلی جلوه گر
خود شده مجنون و لیلی را طلب کار آمده
از لب منصور کرده سر وحدت آشکار
خود اناالحق گفته فاش و برسر دار آمده
تا نماید رهرو انرا طریقت رهبری
از فروغ عین و لام و یا پدیدار آمده
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.