راز سخن

شمارهٔ ۱۲۹

دل به دلبر، جان به جانان می‌رسد

دل به دلبر، جان به جانان می‌رسد
روز هجر آخر به پایان می‌رسد
لنگ لنگ این پا به منزل می‌رسد
گیج گیج این سر به سامان می‌رسد
ساز رفتن کن که از دربار شاه
امشب و فرداست فرمان می‌رسد
جور را دوران به پایان می‌رود
نوبت فریاد خواهان می‌رسد
حاجت ار پوشیده دارد یک دو روز
داد مظلومان به سلطان می‌رسد
جرم از خار است اگر نه فیض ابر
بر گل و بر خار یکسان می‌رسد
در پذیرایی‌ست فرق، ارنه یکی‌ست
آنچه بر دانا و نادان می‌رسد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.