شمارهٔ ۲۰۹
نزند دم فلک بجز دم عشق
نزند دم فلک بجز دم عشق
عالمی نیست غیر عالم عشق
شادی ای نیست جز که شادی عشق
نیز نبود غمی بجز غم عشق
زین همه نکته ها که عقل سرود
حل نشد باز، راز مبهم عشق
عقل و آن زخمهای ناسورش
نشود به مگر بمرهم عشق
آدم عقل بود کز دم دیو
رفت ناگه ز ره، نه آدم عشق
عقل چون حلقه از پس در کوفت
کاندرین حلقه نیست محرم عشق
ملک صورت بود مسلم عقل
ملک معنی بود مسلم عشق
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.