شمارهٔ ۲۰۸
چون گریزد شیخ شهر از نام عشق
چون گریزد شیخ شهر از نام عشق
کی تواند نوش کرد از جام عشق
خاکیانرا برتری ز افلاکیان
نیست جز از فضل و از انعام عشق
عقل را چبود نهایات الکمال
جز گرفتار آمدن در دام عشق
نغمه ناقوس و تکبیر نماز
پنج نوبت میزند بر نام عشق
بر فراز بام عرشش منزل است
هر که را افتاد طشت از بام عشق
هر چه گفتند اولیا از قول حق
نیست غیر از وحی و جز الهام عشق
در حریم حرمتش محرم نه ای
تا نه بندی ای حبیب احرام عشق
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.