راز سخن

شمارهٔ ۱۸۰

ای دوست بیا و دل آواره ببر

ای دوست بیا و دل آواره ببر
وین خسته روان ز تن به یکباره ببر
من با دل و دیده بی تو بس می نالم
دل بردیم از دو دیده نظاره ببر

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.