غزل شمارهٔ ۲۶۸
فدیتک یا ذا الوحی آیاته تتری
فدیتک یا ذا الوحی آیاته تتری
تفسرها سرا و تکنی به جهرا
و انشرت امواتا و احییتهم بها
فدیتک ما ادریک بالامر ما ادری
فعادوا سکاری فی صفاتک کلهم
و ما طعموا ثما و لا شربوا خمرا
ولکن بریق القرب افنی عقولهم
فسبحان من ارسی و سبحان من اسری
سلام علی قوم تنادی قلوبهم
بالسنه الاسرار شکرا له شکرا
فطوبی لمن ادلی من الجد دلوه
و فی الدلو حسنا یوسف قال یا بشری
یطالع فی شعشاع و جنه یوسف
حقائق اسرار یحیط بها خبرا
تجلی علیه الغیب و اندک عقله
کما اندک ذاک الطور و استهدم الصخرا
فظل غریق العشق روحا مجسما
و نورا عظیما لم یذر دونه سترا
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.