راز سخن

شمارۀ ۴

عشق

عشق
نگاه شرم‌اگین یهوداست
آنگاه که نومید و خسته
سر بر شانه های باران نهاد
***
سکوت
کلام خداست
و تنهایی
میراث انسان است
***
پسر
پنجره را می‌گشاید
وماه
بر گردۀ مردگان
می‌گرید
و کودکان
به نور دیده‌شان
روح جهان را
تعمید می‌دهند
***
در شام واپسین
خورشید و آسمان
انسان را سجده می‌کنند.

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.