شمارهٔ ۱۵
در باغ جهان که بس گل آشفت و بریخت
در باغ جهان که بس گل آشفت و بریخت
از شاخ گلی به بلبلی گفت و بریخت
بر گلبنی آشیانه مگذار کزو
هر لحظه هزار غنچه بشگفت و بریخت
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.