راز سخن

شمارهٔ ۱ - اورمزد روز

امروز اورمزدست ای یار میگسار

امروز اورمزدست ای یار میگسار
برخیز و تازگی کن و آن جام باده آر
ای اورمزد روی بده روز اورمزد
آن می که شادمان کندم اورمزدوار
تا بر نشاط مجلس سلطان ابوالملوک
باشیم شادمان و نشینیم شاد خوار
آن زینت ملوک ملک ارسلان که ملک
هرگز چو او نبیند یک شاه تاجدار
اندر زمانه نعمت و دولت فزونش باد
تا نعمت خزان بود و لذت بهار

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.