راز سخن

شمارهٔ ۹۸ - به شاهد لغت کونده، بمعنی چیزی که از گیاه بافند چون دامی و کاه بدان کشند

من بر تو فکنده ظن نیکو

من بر تو فکنده ظن نیکو
و ابلیس ترا ز ره فکنده
مانند کسیکه روز باران
بارانی پوشد از کونده

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.