راز سخن

شمارهٔ ۳۴۵

همه جانب قدم مرحله‌پیما دارم

همه جانب قدم مرحله‌پیما دارم
روشناس غم عشقم، همه‌جا جا دارم
غیرتم با تو چنان است که شبها به خیال
جنگ پهلوی تو با صورت دیبا دارم
از پی نقش پی ناقه نیم سرگردان
داغی از لاله درین دشت، تمنا دارم
نروم سوی وی آهسته ز ترسیدن جان
حذر از همرهی آبله پا دارم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.