راز سخن

شمارهٔ ۱۴۱

دستم ز جام عکس می لاله‌گون گرفت

دستم ز جام عکس می لاله‌گون گرفت
گل چیدم آنقدر که کفم رنگ خون گرفت
ممنون دُرد و صاف حریفان نمی‌شود
چون نرگس آنکه ساغر خالی، شگون گرفت
از اشک بی‌ملاحظه مرغان باغ را
این شرم بس که دامن گل رنگ خون گرفت
چون مهر در رگ همه کس جای کرده‌ام
قدسی شکست رنگ مرا هرکه خون گرفت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.