راز سخن

شمارهٔ ۲۳۳

باده از ابر خورد فصل بهاران گل سرخ

باده از ابر خورد فصل بهاران گل سرخ
که برافروخته چون لاله‌عذاران گل سرخ
گل به دامن کندم اشک که از دولت عشق
مژده‌ام ابر بهار آمد و باران گل سرخ
منم و نغمه‌سرایی به هوای چمنی
که خزانش گل زردست و بهاران گل سرخ
شیشه بلبل شده در بزم حریفان که بود
جام می در نظر باده‌گساران گل سرخ
هر کسی مایل هم‌جنس خود آمد فیّاض
من گل زرد پسندیدم و یاران گل سرخ

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.