شمارهٔ ۱۴۳
چشم شوخت ز رحم نشنید سخن
چشم شوخت ز رحم نشنید سخن
اینک بگرفتش حق خونهای کهن
باری تو به او بگو که ای مایه ناز
شوخی اگرت امان دهد خون کم کن
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.