شمارهٔ ۱۴۶
یک گام گر از محمل غم بازپس افتم
یک گام گر از محمل غم بازپس افتم
پیش آیم و چون ناله به پای جرس افتم
داغم جگر سوخنگانست مرادم
نه شعله و دودم که به دنبال خس افتم
بر ناصیه دانه فریبم ننوشتند
در دام به امید وصال قفس افتم
مردم ادبم کاش گذارد که درین بزم
بیهوش تر از شهد به پای مگس افتم
هجرش چو منی را نرسد لیک فصیحی
گامی دوسه از خویش گهی پیش و پس افتم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.